مرضيه محمدزاده
1158
دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي )
او را به تبريز منتقل كردند و پس از تشييع با شكوه در « مقبرة الشعرا » ى اين شهر به خاك سپردند . « 1 » - * - كاروان كربلا : شيعيان ديگر هواى نينوا دارد حسين * روى دل با كاروان كربلا دارد حسين از حريم كعبهى جدش به اشكى شست دست * مروه پشت سر نهاد امّا صفا دارد حسين مىبرد در كربلا هفتاد و دو ذبح عظيم * بيش از اينها حرمت كوى منا دارد حسين پيش رو راه ديار نيستى كافيش نيست * اشك و آه عالمى هم در قفا دارد حسين بس كه محملها رود منزل به منزل با شتاب * كس نمىداند عروسى يا عزا دارد حسين رخت و ديباج حرم چون گل به تاراجش برند * تا به جايى كه كفن از بوريا دارد حسين بردن اهل حرم دستور بود و سرّ غيب * ورنه اين بىحرمتى هاكى روا دارد حسين سروران ، پروانگان شمع رخسارش ولى * چون سحر روشن كه سر از تن جدا دارد حسين سر به قاچ زين نهاده ، راه پيماى عراق * مىنمايد خود كه عهدى با خدا دارد حسين او وفاى عهد را با سر كند سودا ولى * خون به دل از كوفيان بىوفا دارد حسين دشمنانش بىامان و دوستانش بىوفا * با كدامين سركند ، مشكل دو تا دارد حسين سيرت آل على ( ع ) با سرنوشت كربلاست * هر زمان از ما ، يكى صورت نما دارد حسين آب خود با دشمنان تشنه قسمت مىكند * عزّت و آزادگى بين تا كجا دارد حسين دشمنش هم آب مىبندد به روى اهل بيت * داورى بين با چه قومى بىحيا دارد حسين بعد از اينش صحنهها و پردهها اشك است و خون * دل تماشا كن چه رنگين سينما دارد حسين ساز عشق است و به دل هر زخم پيكان زخمهاى * گوش كن عالم پر از شور و نوا دارد حسين دست آخر كز همه بيگانه شد ديدم هنوز * با دم خنجر نگاهى آشنا دارد حسين شمر گويد گوش كردم تا چه خواهد از خدا * جاى نفرين هم به لب ديدم دعا دارد حسين اشك خونين گوبيا بنشين به چشم « شهريار » * كاندرين گوشه عزايى بىريا دارد حسين « 2 » * * * با اقتباس از شعر ابو العلاء معرّى شعرى به نام « پايان روزگار » سروده است : از دو شهيد عشق : على و حسين ( ع ) او * دو قطره خون پريده به دامان روزگار از آن ازل به نام شفق اين دو قطره خون * هر روز و شب گرفته گريبان روزگار دارند مىكشند به كشتارگاه حشر * كآنجاست ختم و قصه و پايان روزگار * * *
--> ( 1 ) - تذكره شعراى آذربايجان ؛ ج 3 ، ص 406 . چهار صد شاعر برگزيدهء پارسىگوى ؛ ج 1 ، ص 510 تذكره شعراى معاصر ايران ؛ ج 1 ص 274 . ادبيات دوره بيدارى و معاصر ؛ ص 356 . ( 2 ) - ديوان شهريار ج 1 ، ص 70 .